طلوع محمد!

hamkaran seddiqi Uncategorized

زمین و آسمان مکه آن شب نور باران بود

و موج عطر گل در پرنیان باد می‌پیچید

امید زندگی در جان موجودات می‌جوشید

هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود

شبی مرموز ورویایی

همه سیاره‌ها در گوش هم آهسته میگفتند

که امشب نیمه‌شب خورشید میتابد

ز شوق آفرینش اختر امید میتابد

در آن حال آمنه در عالم سرگشته‌گی میدید

به بام خانه اش بس آبشار نور می‌بارد

و هر دم یک ستاره در سرایش میچکد رنگین و نورانی 

و زین قدرت‌نمائی‌ها نصیب او

شگفتی بود و حیرانی.

سپس بشنید این گفتار

بدو بخشیده‌ایم ای آمنه، ای مادر تقوا

صدای دلکش «داوود» و حبّ «دانیال» و عصمت «یحیی»

به فرزند تو بخشیدیم 

کردار «خلیل» و قول «اسمعیل» و حسن چهرۀ «یوسف»

شکیب «موسٰی عمران» و زهد و عفت «عیسٰی»

بدو دادیم خلق «آدم» و نیروی «نوح» و طاعت «یونس»

وقار و صولت «الیاس» و صبر بی حد«ایوب»

بود فرزند تو یکتا

بود دلبند تو محبوب

سراسر پاک

سراپا خوب

محمد زنده و جاوید خواهد ماند

محمد تا ابد تابنده چون خورشید خواهد ماند

جهانی نیک میداند

که نامی همچو نام پاک «پیغمبر» مؤیَّد نیست

و مردی زیر این آسمان همتای احمد نیست

زمین ویرانه باد و سرنگون باد آسمان پیر

اگر بینم روزی در جهان نام محمد نیست

مهدی سهیلی

اللهم صلّ وسلّم علیه⁦❤️⁩!

@sarafi_sediqi